صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )
174
الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )
پيامبر فاصله داشت . سپس خداوند به بندهاش جبرئيل وحى كرد آن چه را كه جبرئيل به پيامبر وحى مىكرد . « 1 » [ . . . ] « 2 » ( 1 ) ابن قيم مىگويد : در مورد ديدن آفريدگار اختلاف نظر كردهاند و به طور موجز از زبان شيخ ابن تيميه مىگويد : ديدن پروردگار با چشم سر ابدا به اثبات نرسيده و هيچ يك از ياران پيامبر چنين مطلبى نگفته است . و آن چه كه ابن عباس ديدن خدا را به طور مطلق بيان نموده با آن چه كه ديدن از طريق قلب باشد ، منافات ندارد . سپس مىگويد : آيهء : « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى » : [ فرشتهء حق ] نزديك آمد و نزديكتر شد ، با آن چه كه در رابطه با ماجراى اسرا آمده يكى نيست . آن چه كه در سورهء نجم آمده نزديك شدن جبرئيل و فرود آمدنش به زمين است ، همان گونه كه عايشه و ابن مسعود - رضى اللّه عنهما - مىگويند و سياق آيه نيز جز اين نيست ؛ ولى نزديك آمدن و نزديكتر شدن در ماجراى اسرا نزديك شدن [ به نور ] پروردگار است . و با آيات نجم كه گويد : بارى ديگر او را نزديك سدرة المنتهى ديده است ، تعارض ندارد و منظور از « او » جبرئيل است كه پيامبر دو بار او را در شكل و صورت فرشته بودن ديده . يك بار در زمين و بار ديگر در سدرة المنتهى . « 3 » ( 2 ) بار ديگر واقعهء شكافتن سينه در اين سير آسمانى پيش آمده است . [ . . . ] « 4 » در بهشت چهار جويبار ديد ؛ دو جويبار ظاهرى و دو باطنى . آن دو جويبار ظاهرى نيل و فرات است به اين معنا كه رسالت پيامبر به همهء مردم سرزمين نيل و فرات مىرسد و نسل و نژاد آن مردم - پىدرپى - حامل دين مبين اسلام خواهند شد ؛ نه اين كه آب دجله و فرات از بهشت سرچشمه مىگيرد . پيامبر ، مسئول اخمو و چهره در هم كشيده و ترشروى آتش دوزخ را ديد و سپس از بهشت ديدار نمود و آنان كه اموال يتيمان را خورده و حيف و ميل كردهاند به او نشان دادند كه بدبخت و دگرگون و هم دوش آتش دوزخ گشته بودند .
--> ( 1 ) - برداشت ترجمه از تفسير منير در سورهء نجم است . ( جلد 14 جزء 27 ص 96 و 101 ) و ( طه الدره ج 14 ، ص 57 - 56 ) ( 2 ) - به متن عربى زاد المعاد مراجعه فرماييد . ( م ) ( 3 ) - زاد المعاد . ( 4 ) - پاورقى ص 75 بازگرديد .